شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
71
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
[ 22 ] ذكر وصول شهاب الدّين خيوقى از خوارزم به نسا و محصور كردن قوم تاتار نسا را و هلاك كردن اهل نسا و او را شهاب الدّين ابو سعد بن عمران فقيهى بود مبرّز و فاضل و دانا ، و بر مذهب شافعى صاحب فتوى « 1 » ؛ بيرون از علم فقه از لغت و طبّ و خلاف و تمامت علوم ديگر خبير ، و در فصاحت و تقرير بليغ و تدبير بديع بىنظير ؛ مشترى طالب سعادت او ، و عطارد تلميذ افادت او ؛ نجم فروزنده دهاى او را بنده ، و فكر صائب راى او را پرستنده ؛ در نزد سلطان بمرتبتى رسيده بود كه برتر از ان در انديشه نگنجيدى ، و مرغ فكر بدان جايگاه اعلى كه او را بود هرگز نرسيدى . و سلطان را با وى در امور جليل مفاوضت بودى و در مهام ملكى مشاورت كردى . شاهان زمين و وزيران با تمكين مقيم بر در خانهء او ايستاده و صاحبان مراتب بلند بر آستانهء او سر بندگى نهاده ، و او به عادت مألوف بدرس گفتن مشغول بود - و حال آن بود كه تدريس امامان در پنج مدرسهء خوارزم به دو محوّل بودى - درس را قطع نمىكرد و بصاع تمام و پيمانهء پر مىپيمود « 2 » ، آنگاه كه فارغ مىشد حاجبان او حاجت هر يك از بزرگان و ارباب مراتب را عرض مىكردند .
--> ( 1 ) - اهل خيوه شافعى مذهب بودند ، اما مردم ساير شهرهاى خوارزم حنفى بودند ( ياقوت ، ج 2 ص 512 ) . ( 2 ) - ع : يزكت .